اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً       

امروز::

 

اندرزهای کوچک زندگی (۱)
• سعی کن با کسی معاشرت کنی که دیدش وسیع‌تر از تو باشد.
• هرگز موفقیت را پیش از موقع عیان نکن.
• در مورد موضوعی که درست متوجه نشده‌ای قضاوت نکن.
• در مورد مردم بخاطر بستگانشان قضاوت نکن.
• در مقابل خطای دیگران گذشت کن، همانطورکه از عیوب خود چشم‌پوشی می‌کنی.
• راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نکن.
• بر حق و حقوقت بیش از حد اهمیت نده زیرا باعث تغییر در رفتارت می‌گردد.
• حساس و زود رنج نباش. انتقاد را مانند تحسین بپذیر.
• یادت باشد آنچه که صحیح است همیشه مورد علاقه همگان نیست و آنچه که مورد علاقه همگان است همیشه صحیح نیست.
• موفقیت خود را باچیزهایی که برای رسیدن به آن از دست داده‌ای بسنج.
• هیچوقت از وسوسهء شیطان غافل نباش. 
• کسانی را که دوستت دارند هرگز از یاد نبر.




اندرزهای کوچک زندگی (۲)
• هرچند وقت یکبار از خودت بپرس که اگر مسأله پول نبود چه کاری انجام می‌دادی.
• خودت را به مبارزه بطلب و اهداف بزرگ داشته باش.
• هیچوقت شرافت خود را به پول، قدرت یا شهرت نفروش.
• به مردم کمک کن و خیلی زود فراموشش کن.
• هیچوقت بخاطر اشکهای صادقانه‌ای که می‌ریزی شرمسار نباش.
• این عبارت را از بزرگی به یاد داشته باش که می‌گوید: «۱۰٪ از زندگی مسائلی است که برای من اتفاق می‌افتد و ۹۰٪ آن نحوه‌ی رویارویی من با آنهاست».
• از زندگی پوچ و بی‌هدف بپرهیز.
• با فردی ازدواج کن که از همنشینی با او لذت ببری، زیرا هرچه پیرتر شوی مهارتهای گفتاری همسرت برایت بیشتر اهمیت خواهد داشت.
• برای همسرت یک حامی، یک دوست و یک پناهگاه باش.
• هرگز در حضور دیگران همسر و فرزندانت را تحقیر نکن.
• یادت باشد بهترین رابطه بین تو و همسرت زمانی‌است که میزان عشق و علاقه‌تان به هم بیش از میزان نیازتان به یکدیگر باشد.
• هیچوقت فرصت قدم زدن با همسرت را از دست نده.
• هیچوقت به یک مرد نگو موهایش در حال ریختن است، خودش این را می‌داند!
(برگرفته از کتاب اندرزهای کوچک زندگی نوشته براون جکسون)

   

                                             موضوع پژوهش:

            بهبود رفتار يك دانش آموز افسرده در یکی از مدارس شهرستان گیلانغرب

                                          استاد راهنما:آقاي جعفر بيگي

                                    نام ونام خانوادگي پژوهشگر:مستانه علي كرمي

                                                          شهرستان گيلان غرب

                                                             آذرماه :1384

                                       فهرست مطالب

عنوان                                                                                     صفحه

چكيده………………………………………………………………………………………….

مقدمه……………………………………………………………………………………………2

بيان مسأله……………………………………………..………………………………………3

تعاريف افسردگي……………………………………………………………………………3،4،5

سبب شناسي افسردگي…………………………………………………………………….

  علائم ونشانه هاي افسردگي……………

.اختلالات رواني افسردگي……………………………………………………………….

تشخيص افسردگي………………………………………………………………………..

درمان افسردگي……………………………………………………………………………

توصيف وضع موجود……………………..………..……………………………………15

گردآوري اطلاعات(شواهد1)………………….….…….……………………………..

تجزيه وتحليل وتفسير داده ها…………………….…….….…………………………

راه حل هاي پيشنهادي………………….…….……..………………………………….

گرد آوري اطلاعات (شواهد2)………………….…………..…………..……………

اعتبار بخشي…………………..…………………………………………………………..

نتيجه…………………………………………………………………………………………

پيشنهاد………………………………………………………………………………………

    فهرست مطالب……………………………………………………….......………

  

چكيده:

    دريكي از كلاسهاي سوم دبيرستان در مدرسه اي كه تدريس مي كردم با دانش آموزي روبرو شدم كه هميشه از فعاليتهاي كلاسي وبحث هاي گروهي دوري مي كرد .بعد از چند جلسه اول كه اورا تحت نظر قرار دادم متوجه شدم كه كاملاً افسرده و ناراحت است ،روز بروز از كلاس ودرس وبچه ها فاصله مي گرفت وحتي با دوستانش و معلمان هم با ندرت حرف مي زد ،چند جلسه اورا به پايين كلاس فرا خواندم تا از او پرسش بكنم هر بار بهانه اي مي آورد و هيچگاه براي درس حاضر نشد.با دبيران ديگر ومدير مدرسه راجع به اين دانش آموز صحبت كردم ،آنها هم تأييد كردند كه اين دانش آموز در سر كلاسهاي ديگر ودر مدرسه كاملاً منزوي وافسرده است.بعد از اين بحث ها تصميم گرفتم با صحبت كنم و به مشكلش پي ببرم وقتي با او صحبت كردم در پاسخ به سؤالم كه چرا هميشه افسرده ومنزوي است وهيچ فعاليتي در كلاس ومدرسه ندارد سرش را پايين انداخت بعد از اينكه به اطمينان دادم كه در حل مشكلش به كمك خواهم كرد ورازش را به كسي نخواهم گفت احساس كردم تا حدي اعتماد به نفس پيدا كرده ومشكلش را اين طور بيان كرد كه بعلت مشكلات خانوادگي وفوت مادرش تمام بار زندگي بر عهده اوست وچون دختر بزرگ خانواده است همه كارهاي خانواده بر دوشش افتاده وكاملاًدر زندگي دچار نوعي افسردگي شده ،حتي مي گفت كه بارها شده كه در خانه ساعتها مي نشينم گريه ميكنم وخود را كاملاً بي ارزش تلقي مي كنم ،اورا نصيحت كردم برايش حرف زدم وسعي كردم آرامش كنم. پس از صحبت با مدير وكادر مدرسه ودبيران ديگر قرار شد با پدر اين دانش آموز تماس بگيريم وبعد از تماس از آنها خواستيم  كه توجه بيشتري به فرزندش نشان دهد در مدرسه هم با وارد كردن او به كارهاي گروهي و كلاسي كم كم اين دانش آموز از انزوا وافسردگي بيرون آمده وبه يك دانش آموز فعال تبديل شد.

 

«مقدمه»

افسردگي واكنشي به منزوي شدن است ،واز يك رويكرد شكلي از تنهايي است كه به قول فرويد به هنگام سوگواري در چهره افراد مشخص مي شود،ودر نهايت واكنشي است كه در ضميرانسان نهفته  است .وظيفه درمان تركيبي از اقدامات حمايتي در دوران مريضي است كه متقاعد ساختن بيمار به اينكه گرفتاري پيش آمده فرايندي است كه بر جريان احساس اثر مي گذارد .تا شخص با رسيدن به خود آگاهي احساسات خود را كنترل كند .

    يقيناً در زندگي هر كس كمبودهايي وجود دارد وبسياري از آن در ذهن شخص نهفته است .روحيه مانند فكر منابع مختلف دارد واين فرضيه كه مي توان منابع مختلف را در يك قالب خلاصه كرد گمراه كننده است.(دوپالو،ابداو-1992)

   دانش انسان همواره به گونه اي است كه به صورت فراينده وتصاعدي در حال رشد وگسترش بوده وهم اكنون نيز با شتابي بسيار ادامه دارد.

   در اين روند ناشناخته ها شناخته مي شوند،از ناداني كاسته مي شود ،انديشه واستدلال جانشين افسانه واسطوره مي شود،دانش هدفمند هر گونه مانعي را از سر راه بر مي دارد.وراه خود كه همانا سعادتمندي بشر است ادامه مي دهد.تقريباًهمه ما در طول زندگي گاهي احساس غم وافسردگي كرده ايم .

   افسردگي واكنش طبيعي افرادانساني به فشار عصبي است نبايد فراموش كرد كه حرفه جوي گري به دليل پيچيدگي ماهيت آن و رعايت اصول قوانين اخلاق ورفتاري و زيربناي ساخت اخلاق ورفتار كودكان مي باشند.

    مربيان پرورش دهنده بزرگترين سرمايه هاي  همه كشور هستند كه همان كودكان مي باشند.پس بايدشرايطي فراهم شود تا مربيان از نظر روح وروان وجسم نهايت سلامت را داشته باشند تا بتوانند در اين امر مفيد واقع شوند

 «بيان مسأله»

      مادر زندگي به اشخاصي برخورد مي كنيم كه از دردهاي گوناگون همچون دردهاي جسماني  ورواني همواره شكايت دارندو هيچ كس نمي داند كه دردشان درچيست تا پس از آن كه ماهها با درد خود دست وپنجه نرم مي كنند.وپزشك اعصاب به ايشان مي گويد كه افسردگي دارند ودر اين ميان در جنگ اعصاب وروان گرفتارند معناي افسردگي براي دردمندان مشخص نمي شود .وپزشك با يك دقت محسوس معناي دقيقي از افسردگي به آنها مي دهد وفرد را در آن وا مي دارد كه در پي معالجه مشكل خود برآيد.وافسردگي زماني خود را نشان مي دهد كه شناخت آن نياز به وقت وزمان بيشتري دارد.

 تعاريف افسردگي :

 1-تعريف نظري افسردگي:حالت فرضي عاطفي است كه با احساس نوميدي وگناه و ترس  وبي ارزش  وبي لياقتي همراه است.

2-تعريف عملياتي افسردگي:افسردگي نمره اي است كه از آزمودن  در آزمون افسردگي به دست مي آيد .(مراد پور1377)

كلمه افسردگي به طرق مختلف توسط افراد مختلف تعريف شده است وآن را در روانشناسي به كار برده اند.          در فارسي وزبان عاميانه لغات واصطلاحاتي نظير غم واندوه وحزن ،غصه ملالت،كدورت ،سوگ دل گرفتگي ،دفع بودن ،پكر بودن وغيره براي بيماران افسردگي بكار مي رود.ولي براي شناخت افسردگي لازم است به تعريف علمي از آن پرداخت .تعاريف مختلفي توسط صاحب نظران در زمينه ارائه شده است.       تعدادي ااز اين تعاريف جهت شناخت افسردگي آورده مي شود واژه  افسردگي به معناي ضعف داراي ابهام است ودر رشته هاي مختلف معانيمختلفي دارد به عنوان مثال :در فيزيولوژي اعصاب منظور كاهش فعاليت فيزولوژيك ودر روانشناسي به معناي كاهش فعاليت يك عنصر شيميايي ودر روانشناسي منظور از آن حالت هيجاني است كه منجر به كاهش قابليت ها مي شود ودر روانپزشكي  افسردگي برحسب موارد خاص به يك علامت يا سندرم اطلاق مي شود .         افسردگي را شايد بتوان به حالتي توصيف كرد كه با تغيير اساسي واوليه در خاق شروع ومداومت احساسي غم واندوه به درجات مختلف مشخص مي گردد.          افسردگي نوعي بيماري عصبي ورواني است كه اولين و مهمترين خصوصيت غالب درآن مشخص بودن تغييرات خاق وعاطفه است كه با احساس غم همراه است.      واين احساس غم ممكن است از يك حالت خفيف به يك حالت افسردگي فوق العاده شديد زمان يابد.         افسردگي كم شدنتنش رواني است كه روي خلق واحساسي كه شخص از وجود خود دارد اثر گذشته واين حالت با علائم متعدد رواني جسماني همراه مي گردد.       افسردگي اصطلاحي وسيع ومهم براي شخص عادي حالتي مشخص با غمگيني وبي حوصلگي خصوصيت اصلي ومركزي حالات افسردگي كاهش عميق ميل به فعاليت لذت بخش روزمره مثل معاشرت ،تفريح، ورزش،غذا وغيره است.اين ناتوان براي كسب لذت حالتي نافذ پايا دارد.(كلايتون1990،اتنفاخومني1267،مادوك1989،اخوت1264،جليلي1264،بطحائي1353).

        تغييرات روزمره خلق را معمولاًمي توان به حساب خفيف افسردگي گذاشت تقريباًبراي هر كس اتفاق افتاده كه لحظاتي ودر زندگي خود احساس بيهودگي كرده بيش از حد زود رنج شده يا زود تر ساده تر از معمول گريه كرده است اما علائم تشخيص افسردگي وسيعتر وشديدتر از اينهاست.(فلك1992)

       تجارب كلينيكي به بيماران نشان داده كه تقريباًهميشه يك علت قبلي براي تغيير حالت وجود دارد ولي شخص كه با آن حالت گرفتار مي شود هميشه از وجودش آگاه نيست هنگامي كه اين فرد با پزشك صحبت مي كند به تدريج نسبت به وقايعي كه باعث تغيير حالت او شده اند آگاهي مي يابد(فلك1992-ميچل1990).

      دكتر بك افسردگي را اصطلاحي مي داند كه به مجموعه رفتارهاي اطلاق مي شود كه عناصر مشخص آن كندي حركتي وكلام است گريستن ،غمگين ،فقدان همان  طور گفته شد در افسردگي ممكن است رواني حركتي وجود داشته باشد كه طي آن حركات كند مي شودند وبيمار بيش از اندازه آهسته راه مي رود وصحبت مي كند.حتي تصميم گيري نيز نشانه رايج افسردگي است .تصميم گيري براي فرد افسرده مي تواند توانكاه و وحشت انگيز باشد هر تصميمي جدي و حياتي است اهميت يا شكست دارد وترس از تصميم گيري غلط مي تواند فلج كننده باشد.

       پاسخ هاي متعادل ،فقدان علاقه ،كم ارزشي و بي خوابي ،بي اشتهايي از ديگر علائم است  او عقيده دارد كه فرد افسرده فشار وكشمكش را در ميدان شناختي خود تجربه مي كند . بك افسردگي را با نشانگان  بدين شرح مشص مي كند:

  1-تغييرات مخصوص در خلق :انوهگين ،تنهايي و بي تفاوتي

  2-تغييرات بدن:بي اشتهايي ،بي خوابي ،كاهش ميل جنسي

  3-نگرش منفي :كه معمولاًبا سرزنش و عيب جويي از فرد همراه  مي باشد .

  4- تمايل به برگشت:مثل ميل به فرار ،پنهان شدن يا مردن.

  5-تغييرات در سطح فعاليت وعقب ماندگي يا كندي حركات يا بي قراري.

       رفتار گريان افسردگي را احساس نا اميدي در نيل به اهداف مشخص مي دانند كه اين نا اميدي بيشتر معمول كمبودهاي شخصي است در روانپزشكي افسردگي را تغيير خلق در جهت غمگيني  مي دانند با تغييرات خلق و متناسب وهماهنگ با روند و محتواي انديشه وطرز رفتار وكيفيت واكنش ها تغيير يافته اند و بر مي گردد.      در پزشكي كاهش يافتن نيرو وفعاليت جسماني و رواني به سسب آزردگي است از نظر جامعه شناسي افسردگي حالتي است كه همه مردم در دوران زندگي خود چند صباحي دچار آن مي شوند.

سسب شناسي:

    علل ايجاد افسردگي بسيار متفاوت ومتعدداست وبه طور كلي اغلب مردم به شكلي وبيش به علائم اين بيماري ناخوش آيند دچارند امروزه به خوبي مي دانيم كه انواع زيادي دارو وجود دارد كه از اين راه براي افراد بالغ اثر مي كند.    بعضي داروهايي كه براي درمان ازدياد افسردگي به كار مي رود مي تواند باعث ايجاد علائم شديد افسردگي مي گردند.      تامدت زيادي پس از قطع دارو ادامه خواهند داشت قرص هاي ضدبارداري نيز در بعضي از زنان ايجاد افسردگي مي كند الكل ممكن است در مرحله اول نوشنده را برسر حال آورد وشادش سازذ ومرحله ديگر كه بعداًفرا مي رسد افسردگي است كه معمولاًآن را خماري مي نامند .كه ممكن است با سردرد شديد و ساير علائم آشفتگي و آزردگي همراه باشد.      كليه اين موارد بر روي مراكز كنترل احساس مغز اثر كرده ودر واقع اعمالي انجام مي دهد كه باعث افسردگي خواهد گرديد احتمالاًموقعيت ها  وپيشامدها يي نامناسب  شايعترين و متداولترين  علت افسردگي است وافسردگي كه از اين راه ايجاد مي شود.       آن را افسردگي واكنشي مي نامند كه ممكن است در مواقع مختلف ودر هر سني به انسان رخ مي دهد وبر روي فكر واراده مشخص اثر مي گذارد.      رويدادهاي شكست عشقي يكي از علل متداول افسردگي عميق است.

     كليه بيماريهاي جسمي وناراحتي هاي روان را نيز با خود به همراه دارند.    برخي از آنها مثل ريوي ،گاهي حالت خوشي غريبي را ايجاد مي كند وليكن به طور كلي بيماري افسردگي آوري است وبه هر حال تعدادي از بهبود بيماري اصلي مدتي طولاني با شخص باقي مي ماند كليه بيماريهاي ويروسي مانند  آنفلوآنزا ور وكبدي مي تواند ايجاد افسردگي بكند.    اختلالات وبيماريهاي عضوي ديگري وجود دارد كه موجب افسردگي مي شوند.    بيماران مبتلا به ديابت كم خوني  وورم كليه ممكن است به افسردگي دچار شوندو همين علت كه موجب مي شوند بيمار به سوي پزشك روانه كند.     زخم وجراحات نيز مانند بيماريها ممكن است بر روي مراكز احساس اثر كند احتمالاً افزايش فعاليت كولينوژيك مركزي باز دارندگي رفتار و بر طرف سازي ماني را موجب مي شود اين امكان وجود دارد كه بيماران مبتلا به اختلالات عاطفي نسبت به عوامل كوليينوژيك مركزي آسيب پذير باشد.

 علائم ونشانه هاي افسردگي:

       اين بيماري شايع وبه ظاهر ساده علائم فراوان دارد كه اين علائم به شدت هاي مختلف ديده مي شود ممكن است با توجه به عوامل متعددي كه در بروز ظهور اين بيماري دخالت دارند دسته اين از علائم بارز تر از دسته ديگر توجه نمايند.    در اين جا از بين علائم مختلف به علائم مهمي كه شامل علائم بدني،علائم عاطفي وعلائم رواني  است اشاره مي شود.

        الف:علائم بدني يا جسماني:

1-افسردگي بر فعليت دستگاههاي اعضاي بدن اثر مي گذارد وممكن است شخص را دچار خستگي وكوفتگي كندكه اين خستگي با خستگي عضلات فرق دارد.    زيرا خستگي با استراحت كامل دفع مي شود ولي در خستگي ناشي از افسردگي استراحت ها بي اثر است وهر چه زمان بيشتري از افسردگي بگذرد خستگي و كوفتگي بيشتر مي شود .

2-اختلال خواب وخواب هاي آشفته:

از علائم مشخص آن است كه در عده كمي از افراد بي خوابي مشاهده شده است.

ديگر علائم در اين زمينه عبارتند از :

3-تغييرات اشتها وبي اشتهايي

4-اختلالات گوارشي مانند شكم درد ،يبوست،تهوع

5-كاهش وزن بدن به سبب بي اشتهايي

6-اختلالات حسي مانند تاري چشم،حساسيت به صدا  ولرزش

7-دردهاي پراكنده نظير سردرد،سرگيجه،گرفتگي صدا،احساس فشار در سينه،خستگي دهان،اشكال        بلع واختلال در قاعدگي

 

ادامه مطلب

 

 

  Free CSS Navigation Menu Designs 2 at exploding-boy.com

 

آمار بازدیدکنندگان سایت

نقل مطالب بدون ذکر مآخذ ممنوع  میباشد
تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به اداره اموزش و پرورش شهرستان گیلانغرب میباشد